آرنیکاآرنیکا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره

آرنیکا گل همیشه بهارم

سی و چهار و سی و پنج ماهگی

عزیز ترینم خیلی وقته که اینجا نیومدم تا برات بنویسم  یه دفعه دیدم دو روز به عید نمونده با عجله اومدم تا از تو بگم از اینکه بزرگ شدی یه کارایی می کنی که باورم نمیشه دستمال ور می داری و شروع می کنی به پاک کردن میزها ولی در مقابل جمع کردن اسباب بازیها کاملا مقاومت می کنی این شده مشکل اساسی این روزهای من وقتی دو تا اسباب بازی جمع کنم چهارتا دیگه میاری ولو می کنی روی زمین مفهوم کم رنگ و پر رنگ یاد گرفتی به کمرنگ می گی  همرنگ مثلا آبی پر رنگ و آبی همرنگ شبا وقت خواب ازم برنامه فردا رو می پرسی فردا چیکار کنیم این روزها عاشق کارتون peppa pig شدی تقریبا هر روز بعد از ظهر نگاه می کنی تنها برنامه تلویزیونی مورد علاقه ات هست ص...
28 اسفند 1392

سی و سه ماهگی

عروسکم سی و سه ماه شد   اومدم تا از کارها و پیشرفتهای این ماه بگم جدیدا منو مامان خوشگل و مامانی  صدا می کنی قربونت برم که به چشم تو خوشگلم عزیزم دیگه کاملا از پوشک گرفته شدی یعنی اصلا اجازه نمی دی حتی حرفی ازش بزنم  دندون تختی جدیدت کامل در آمده دومی ولی هنوز نصفه است از بالا هم خبر ندارم چون قابل رویت نیستن با اینکه عاشق مسواک زدن بودی ولی یک هفته هر کاری کردم مسواک نزدی تا اینکه یه شب که دیگه طاقتم تموم شده بود گفتم توی دهنت یه کرمه داره دندوناتو می خوره بیا بریم مسواک بزنیم  درش بیاریم از اون شب به بعد هر شب یه تیکه نخ قایم می کنم بهت نشون می دم هرشب هم یه رنگ شب اول باور کر...
21 دی 1392

سی و دو ماهگی

سلام عزیزم ماه گذشته ماه پر باری بود اولین مهمترینش این بود که دیگه پوشک نمیشی شاید از خیلی زودتر آمادگیشو داشتی ولی من جراتش نداشتم چون می دونستم لجبازی می کنی و همکاری نمی کنی به خاطر همین اینقدر به تعویق افتاد تقریبا از دو هفته پیش شروع کردی هر وقت پوشکت می کردم کلی گریه و مخالفت می کردی که درش بیار و اینطوری بود که آموزش شروع شد البته هنوز بهت اطمینان کامل ندارم هر یک ساعت یا یک ساعت و نیم خودم می برمت دستشویی دوم اینکه  اولین نقاشی زندگیت که همون چشم چشم دو ابرو هست رو  خوندی و کشیدی که بعد ساده تر و واضح تر شد این water painting رو هم عمه مینا برات خریده حالا هر وقت می خوای کتاب بخونی اولش می گی...
28 آذر 1392

سی و یک ماهگی

سلام عزیز دلم اصلا وقت نمی کنم بیام از کارهات بنویسم از بس دیر می خوابی وقتی هم که بیداری کلا نمی تونم بیام پای لب تاپ بشینم چون اصلا اجازه نمیدی اینقدر از سر وکولم بالا میری دنبال حروف روی کیبرد می گردی که کلا پشیمون می شم از روشن کردن لب تاپ خودتو از چند تا چیز محروم کردی اول از همه کارتون وای وقتی کارتونهای مورد علاقت تموم میشه یک ربع گریه می کنی کلا تلویزیون برای شما تعطیل شده  دوم چراغ اتاقتو دیگه روشن نمی کنم چون  اصلا نمیزاری دیگه خاموشش کنیم حتی نصف شبها  یه شب که برق رفته بود نصف شب اینقدر گریه کردی که کل همسایه ها رو بیدار کردی از اون به بعد بهت&n...
8 آذر 1392

صورتی

دنبال یه کیف کولی برای آرنیکا هستم که هم جمع و جور باشه هم جا دار هم خوشگل آرنیکا کیف زنبور خوبه بخریم ؟ نه کیف پنگوئن ؟ نه کیف گاو ؟ نه پس چه شکلی بخریم ؟ صورتی گل گلی   ...
10 آبان 1392

سی ماهگیت مبارک

سلام عزیزم سی ماه شدی یعنی دقیقا دو ساله نیمه وقتی که تازه به دنیا اومدی روز شماری می کردم برای دو ماهگی و سه ماهگیت حالا با کلی تجربه های تلخ و شیرین سی ماهه شدی گلم چقدر منتظر دندون در اوردن و راه رفتنت بودم بعد هم صحبت کردنت که حالا روز به روز داره بهتر می شه از همه اینها شیرین تر راه رفتنت بود چون خودت هم ذوق می کردی و جیغ می کشیدی بعد از اونهم حرف زدنت با اون ادا هایی که از خودت در میاری باید بگم خیلی تکی من تا حالا بچه ای رو ندیدم که اینقدر خوب چشماشو یه طرف ببره و بعد چیزی که تو ذهنشه که معمولا هم یه سواله اینقدر قشنگ با احساس بگه  تو یادگیری زبان هم خیلی علاقه نشون می دی البته من اصلا بهت فشار نمیارم ولی خودت همش سوال می کنی ک...
24 مهر 1392

روزت مبارک عزیزم

    دختر گلم چند روز دیگه مونده تا دو سال و نیمه بشی دایره لغاتت خیلی زیاد شده ولی هنوز برای اینکه بدون غلط صحبت کنی کار داری کلمات انگلیسی زیادی یاد گرفتی ولی هنوز برنامه خاصی برای ادامه نداریم دنبال یه پکیج آموزشی هستم ولی چون درگیر مریضیت بودم و توی چند تا سایت با قیمت های متفاوت دیدم هنوز خریداری نکردم  آخه میگن همراهش باید چند تا cd هم بخرید که اونها هم قیمت هاشون متفاوته خلاصه اینکه می خوام همرو از یک سایت بخرم ولی فقط یه سایت که هم رو داره که اون هم از همه گرونتر می ده  هنوز منتظر جواب آزمایشت هستم هر چند میدونم چیز مهمی نیست   ...
16 مهر 1392