بیست و یک ماهگی
بیست دی بیست و یک ماه شدی
دیروز تولد بابایی بود به کرج رفتیم بابا تو راه گفت خدا رو شکر آرنیکا امسال سرما نخورده گفتم نگو که الان چشم می خوره و اینطوری بود که شما اولین سرمای زمستانی امسال رو نوش جان کردی از صبح که بیدار شدی آب بینی مبارک روان است و هراز چند گاهی یه عطسه هم می کنی بعد ازظهر هم تب کردی ساعت هفت تبت رفت بالا و به ناچار رفتیم دکتر حالا هم دارو ها تو خوردی خوابیدی ایشاال.. راحت بخوابی و صبح سرحال باشی
این هم عکس دیشب از شما و وانیا و رونیا 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بیست و یک ماهگی
