آرنیکاآرنیکا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره

آرنیکا گل همیشه بهارم

بیست و نه ماهگی

1392/6/22 1:33
نویسنده : مامان
487 بازدید
اشتراک گذاری

بعد از مریضی سختی که گرفتی یکی دو روز بهونه می گرفتی هر یک ساعت یه گریه شدید آخه برای چی نگراننمی دونستم باید چیکار کنم بعضی وقتها دیگه کفرمو در می آوردی مثلا می گفتی شیر کاکالو مثل مسابقه بود تا میدویدم برم برات بیارم زمین و زمان و بهم می دوختی بعد از اینکه می آوردم میگفتی نه دوباره شروع می کردی به گریه تازه این فقط یه نمونه اشه دو سه دفعه از دستت نشستم گریه کردم بعضی وقتها این قدر خوب منطقی رفتار می کنی که از خوشحالی احساس می کنم توی آسمونها هستم بعضی وقتها حسابی درمونده میشم بعد سعی کردم فقط و فقط مهربونی تو کارم باشه خوب شدی ولی امروز باز هم شروع کردی امروز مادر بزرگت اومده بود رفتی توی اتاق منم بردی نمی دونی چقدر باهات حرف زدم تا راضی شدی از اتاق بیای بیرون بزاری من برم بیرون یعنی بیچارم کردی آخر شب هم ناراحت بودی که چرا دارن میرن وای شبها که حتما ساعت چهار و پنج یه دور بیدار می شی کلی بهونه می گیری بعد از یه ربع که همه رو بیدار کردی می خوابی خدا کنه این روزها زودتر تموم شه پارک هم دیگه نمی ریم چون تا میرسیم پارک می گی پارک نمیحوام نمیحوام

حالا خبرهای خوب حرف زدنت خیلی پیشرفت کرده چند روز پیش که هاپوت گم شده بود به من گفتی فکر می کنی بتونی پیداش کنی فکر کنم این طولانی ترین سخنرانیت بوده در ضمن وقتی یه چیز جدیدی می شنوی کلی خوشت میاد هی می خندی هی تکرارش می کنی

چند تا کلمه انگلیسی هم یاد گرفتی

سگ dog

پیشی cat

توپ ball

دایره circle

ستاره star

دست hand

البته بیشتر عاشق دایره و ستاره و توپی بقیه رو ازت می پرسم می گی نه یعنی اینها رو نپرس

شعر هم که تا دلت بخواد بلدی یعنی کلا همه کتابا تو حفظی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)