نقاش باشي
استعداد های دردونمون داره یواش یواش آشکار می شه خانم طلا مداد رو از من گرفت و دوید رفت توی اتاقش داد زدم آرنیکا نکشی به جایی دیدم با عجله از اتاقش اومد بیرون رفت بغل میز ناهار خوری وایستاده و داره دستشو می کشه به دیوار یعنی قبلا کشیدم شما خبر نداری حالا کی چجوری خدا می دونه چون تا اینجایی که من می دونستم خانم خانما اصلا بلد نیست مداد جوری دستش بگیره که بتونه باهاش خطی بکشه شاید کاغذ و لایق نقاشی خودش نمی دونسته این هم اولین نقاشی آرنیکا البته این شاهکار توسط مامان نقاش باشي با پاکن پاک شد و نقاشباشی تا شب چند دفعه با تعجب روی دیوار بدنبال اثر خودش گشت این هم هنر جدید پرنسس ما بعد از اینکه طی یک مهمانی در خانه ...
نویسنده :
مامان
23:36











