آقا گل
امروز بعد از ظهر از من التماس بیا بخواب آرنیکا نه همه عروسکها تو آوردی روی بالش ردیف کردی می گی همه بحوابید ازت می پرسم منم بخواب ننننننننننننه همه خ ها رو ح می گی
گل گل به گلهای روی میز اشاره می کنی نه مامان خراب می شه الان بهت گل می دم می رم از توی آشپزخونه برات گل میارم بعد چند دقیقه صدات میاد آقا بیا گل آقا گل رفتی توی بالکن داری گلها تو به ملت نشون می دی فکر کنم از گل فروشهای سر چهار راه یاد گرفتی تا دیدی دارم بهت می خندم از اینکه غافلگیر شدی ناراحت می شی میرم دوربین بیارم از عکس بگیرم با عجله میای تو دوربین و از دست میگیری تا عکسهای قبلیتو نگاه کنی یه چند وقتیه می خوام ببرمت آتلیه ولی با این ژستهایی که می گیری کلا پشیمون می شم


تقریبا اکثر رنگها رو یاد گرفتی همه رو هم درست تلفظ می کنی غیر از
صورتی که می گی صوتتی
خاکستری که می گی حاکستری
از امشب هم گذاشتمت توی تختت بخوابی ببینم موفق می شم چون چند ماهی هست که پا تو توی تختت نذاشتی
وقتی با هم بازی می کنی از با هم بودن کلی لذت می بریم بهت می گم
دوستت دارم تو هم بعد من داد می زنی دوستت دانم
عاشقتم عاشق دانم
بعد هم اگه من بگم یا نگم ادامه می دی میمیرم برات


آقا گل
