one,two,three
چند روز پیش که داشتی تلویزیون نگاه می کردی صدا تو شنیدم eight , nine, ten اینها رو کی یاد گرفتی فسقلی در حالی که همش سعی می کنم که زودتر حرف زدنت کامل شه حالا بعد از abc اعداد رو یادگرفتی البته همیشه دوست داشتم زبان رو هم بهت یاد بدم ولی اولویتم اول زبان مادری بود باز هم بیشتر از حد انتظارم رفتی حالا وقتی یه نوشته می بینی میشینی و اونهایی که می تونی بخونی رو با صدای بلند تکرار می کنی تا من نگم آفرین پشت هم می گی ss uu دو دو نه نه خلاصه اینکه حسابی سوادتو به رخم می کشی
دیگه شبها توی بغلم نمی خوابی هاپو رو بغل می کنی پیشی رو هم که تازه گیها خیلی تحویلش می گیری می دی بغل من بعد سرتو می زاری روی بالشت منهم که با گوشی در حال سرچ کردن اگه خوابت بیاد که زود می خوابی ولی اگه نه فضولیهات شروع می شه میای آروم لپتو می چسبونی به صورت من ذول می زنی به صفحه گوشی بعد هم با انگشتات اینقدر می کشی تا یه جای یه عکس ببینی اونوقت خوشحال می شی نی نی نی نی گویان به دنبال بقیه عکسها هستی دیشب موقع خواب برات شعر یه روز یه آقا خرگوشه رو می خوندم گفتم خرگوشه گفت وای خرگوشه گفت وای تو می گفتی زد زد داشتم فکر می کردم که چرا می گه زد بعد دوزاریم افتاد که منظورت y , z بوده
جدیدا فعلها هم به دایره لغاتت اضافه شده اولیش که بیا بود
می چره = می چرخه
می حنده = می خنده
سوار شو
سوارشن وقتی می خوای عروسکها رو سواره ماشین کنی
کشش شم وقتی می خوای نقاشی بگشی
به مگس هم می گی ممس
عکست با سامان وقتی با سامان بازی می کردی از ته دل می خندیدی


عاشقتم خوش اخلاق مامان



one,two,three
